
من از چتر بیزارم
باران خواهد آمد و من را خیس خواهد کرد
ولی باران نمیداند که من مریض میشوم.
باران تمام میشود و من خیس میمانم.
من مریض میشوم و باران حتی نمیداند من از مریضی خواهم مرد
باران دوباره میبارد و سنگ قبر را میشوید
او نمیداند بر سنگ قبر کسی میبارد که خودش قاتلش بوده
باران بند میآید.
روز بعد باز میبارد.
روز بعد نفر بعدی مریض میشود.
روز بعد باران بدون آنکه بداند قاتل است سنگ قبرها را میشوید.
روز بعد باران بند میآید
من از چتر بیزارم.
ولی تو همیشه چتر همراهت باشد. حتی در تابستان. حتی در ...
نظرات شما عزیزان: