
ساکتم اما میان این سکوت
هستی عمر خودم را باختم
چند روزی است که در این غربتم
خانه ی عشق خدا را ساختم
با که گویم که دلم در این دیار
خاطراتی تازه را سر می دهد
هر که باشد با تمام تازگی
صبر را در خانه ام پر می دهد
می روم با هر که عشقم را شناخت
سهم با هم بودنم از عشق چیست؟
در میان قاصدان خانه ام
جاودان تر از خدا در عشق کیست؟
زاهدی از زهد و تقوا دم زند
شرم حوا را برای عشق گفت
چون سبکبالان راه معرفت
عشق در زیبایی قلبش شکفت
پرورش در آسمان هفتم است
اشک در عشق خدا تفسیر شد
داستان عاشقان دشت عشق
در کتاب عاشقی تحریر شد
باید از بی کس شدن درسی گرفت
با خیال عاشقی پرواز کرد
خاطرات خسته را از بین برد
با خدا درسی جدید آغاز کرد
نظرات شما عزیزان: