
ساده عاشق شدم ، مثل شقایق شدم
ساده قلبم لرزید ، ساده از نگاهم فهمید
من ساده با تو بودم ، ساده از عشق تو سوختم
خیلی ساده بود همه چی ، ساده تر از ساده بود همه چی
دستانم ساده خالی ماند ، چشمانم ساده گریان ماند
قلبم ساده شکست ، ساده در خود مرد
تو چه ساده لبخند میزنی ، چه ساده غم به دل می دهی
ساده ای ، اما در خود گمشده ای
ساده ای ، اما از عشق چیزی نفهمیده ای
ساده می آیی ، ساده می مانی ، ساده می روی
این مرام توست ، ساده دل شکستن در دل توست
تو ساده ای ، ساده تر از عشق من
من اما
چه ساده عاشق شدم ، چه ساده تنها شدم
نگاهت از سادگی بود ، نگاهم از سادگی لبریز شد
و چه ساده بود عشق من به تو
از سادگی پر بود ، به سادگی خالی شد
چه ساده بود ، وقتی با شاخه گلی آمدی و ساده در تو غرق شدم
و چه ساده تماشاگر بیهوده ماندنم بودی
تو رفتی ساده ، من ماندم ساده
تو به سادگی برای همیشه رفتی ، من برای همیشه ساده ماندم
و چه ساده نیستی
چه ساده تنهایی را برایم نقش دادی
و چه زیباست این نقش ساده ی تنهایی
نظرات شما عزیزان: