
بین من و تو چیزی نمانده جز مشتی خاطره
پشت اشک چشمان من مانده هزاران حرف نا گفته
نمی دانم به چه چیز خیره مانده ام من
رفتنت دیدنیست ؟
یا کلام تلخت شنیدنی است ؟
نه …
شاید هنوز امید در قلبم سوسویی خانه دارد
که اینگونه گام های بازگشتت را انتظار می کشم
نظرات شما عزیزان: